عبد الجليل قزوينى رازى
199
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
است « 1 » در آن حدود بازينت و عدّت و آلت و رونق و نور ، و بركات آن را « 2 » همهء ملوك و وزرا خريدار ، و سلاطين و امرا معترف « 3 » و غير آن و مانند اين ؛ كه همه دلالت است بر صفاء ايمان و نزهت طاعات مؤمنان كاشان عمرها اللّه بالعدل و التّوحيد و قبول الرّسالة و اثبات العصمة « 4 » . امّا شهر آبه اگرچه شهرى است به صورت كوچك ، به حمد اللّه و منّه بقعهء بزرگوار است از شعار مسلمانى و آثار شريعت مصطفوى و سنّت علوى در جامع معمور كبير و صغير با جمعه و جماعات و ترتيب « 5 » عيدين و غدير و قدر و عاشور و برات و ختمات قرآن متواتر ، و مدرسهء عزّ الملكى و عربشاهى معمور بآلت و عدّت ، مدرّسان چون سيّد ابو عبد اللّه و سيّد ابو الفتح الحسينى عالمان با ورع ، مجالس علم و وعظ متواتر ، مشاهد امامزادگان عبد اللّه موسى و فضل و سليمان اولاد موسى كاظم منوّر و مشتهر ، علماء رفته و مانده همه متبحّر و متديّن . و روايت كردهاند معتمدان از سيّد اوّلين و آخرين عليه السّلام و الصّلوة : لمّا أن عرج بى الى السّماء مررت بأرض بيضاء كافوريّة شممت منها رائحة طيّبة فقلت : يا جبرئيل ما هذه البقعة ؟ - فقال : هذه بقعة يقال لها : آبة عرضت عليها و لايتك فقبلت فانّ اللّه تعالى ليخلق منها رجالا يتولّونك و يتولّون ذرّيتك فبارك اللّه فيها و على أهلها . معنى آنست كه : مهتر انبيا گفت : در شب معراج نظرم بر بقعهاى افتاد اسفيد نورانى كه بوى خوش آن بقعه بر ملأ اعلى بدماغ من افتاد پرسيدم از جبرئيل كه اين كدام بقعه است ؟ - گفت : اين بقعه را آبه خوانند رسالت تو و ولايت آل تو بر وى عرض
--> ( 1 ) - براى تفصيل اين مطالب مربوطه بكاشان ، رجوع شود بتعليقات ديوان راوندى و اگر توانستيم خلاصهاى از آن را در تعليقات مىآريم ان شاء اللّه تعالى . ( 2 ) - ح : « و بركات و ارقاف بسيار و آن را » . ( 3 ) - م ح : « معتقد » . ( 4 ) - قاضى شوشترى ( ره ) اين كلمات را نقل كرده ليكن در عبارتش تصرّف نموده است رجوع شود بمجالس المؤمنين قسمت اماكن شريفه ، و همچنين ترجمهء آبه و ورامين و سارى و ارم و سبزوار را نيز از همين كتاب به عين عبارت آن نقل كرده است . ( 5 ) - م : « تربيت » .